تکنولوژی در فولاد مبارکه مجموعهای از سختافزار، نرمافزار و مغزافزار یا دانشافزار است. این تعریف براساس شاخصهای مدنظر مدیران فولاد مبارکه از بدو تأسیس تدوین شده و همواره مورد تأکید مدیران تکنولوژی سابق و فعلی فولاد مبارکه بوده است؛ شاخصهایی که از زبان عرفانیان، مدیرعامل دوران ساخت و راهاندازی شرکت نیز بارها بیان شده است.
طبق این تعریف تکنولوژی ترکیبی از یک تجهیز سختافزاری، مجموعه نرمافزاری که با آن کار میکند و انسانهایی است که دانش استفاده از این تجهیزات سختافزاری و نرمافزاری را دارند و خروجی آن محصول یا خدمتی خواهد بود که مدنظر صاحبان آن تکنولوژی است.
محمد ناظمی هرندی
معاون تکنولوژی فولاد مبارکه
از ابتدا و در بدو تأسیس شرکت، این معاونت متشکل از واحد سیستمها (MIS) و واحد E.D.P بود (بعدها که ایریسا شکل گرفت واحد مهندسی صنایع همزمان متولی بحث سیستمها نیز شد). چرخه کیفیت که بیشتر ماهیت و مفهوم نرمافزاری و دانشی دارد نیز بهطور کامل در همین معاونت تعریف شده بود. واحد مهندسی صنایع یکی دیگر از واحدهایی است که در چارت مدیریتی تحت همین معاونت دیده شده بود و بهنوعی دفتر فنی فولاد مبارکه به شمار میآمد؛ بهگونهای که هر تغییر، اقدام و مسئلهای که پیش میآمد باید در این واحد مورد بررسی قرار میگرفت و راهحل درست و فنی برای آن ارائه میشد. این بخش درواقع فرایندها، روشها، استانداردهای کار و انجام پروژههای بهبود را دنبال میکرد. واحد دیگری که در ساختار معاونت تکنولوژی تعریف شده بود واحد تحقیق و توسعه و پژوهش بود. برنامهریزی بلندمدت شرکت در قالب یک کمیته برنامهریزی و حوزه مهندسی کارخانه نیز ازجمله حوزههایی دیگری بودند که در زیرمجموعه این معاونت فعالیت میکردند.
ایجاد همه این مفهومها در همه واحدها مرسوم نبوده و نیست؛ از همین رو معاونتی باید شکل میگرفت که در قامتی بزرگتر دورنما و چشمانداز را ببیند و روشهای بهتر استفاده از ترکیبی از تجهیز و نیروی انسانی و سیستمها را درک و برنامهریزی کند.
ما در شرکت فولاد مبارکه به دنبال نگاه متعالیتری هستیم که بقای ما را تثبیت کند. ما باید محصولی تولید کنیم که برای مشتری ارزش خلق کند و بهتبع آن مشتری را به شرکت وفادار کنیم و اگر صحبت از بهبود میشود، باید بهگونهای باید که در رقابت همیشه بهترین باشیم.
در فولاد مبارکه طبق تعریف ارائهشده ترکیب سختافزار، نرمافزار و مغزافزار در کنار هم مفهوم تکنولوژی را شکل میدهد. اهمیت هریک از این سه بخش بنابر نوع فعالیت، تعیین میشود. هرچه از سختافزار به سمت نرمافزار و مغزافزار حرکت میکنیم نگرش انسانمحوری پررنگتر میشود. روش درست استفاده کردن از سختافزار نیز خود بخشی از تکنولوژی است.
در این میان، نیروی انسانی یا مغزافزار در فولاد مبارکه همواره به دنبال نوآوری و خلق ابزارهای جدید است. ما در فولاد مبارکه از روز اول مسیر خوبی دنبال کردیم. در زمانیکه فولادساز نبودیم، نسخه اولیه این تکنولوژی را از منبع معتبر کسب کردیم و با همکاری مشاوران و پیمانکاران داخلی و خارجی استقرار دادیم. نرمافزار کار را نیز بهصورت کامل و جامع از منابع معتبر خارجی گرفتیم. در آن زمان بیش از هزار نفر بهعنوان مغزافزار کارخانه به ایتالیا اعزام شدند و با طی کردن دوره یادگیری، جریان راهاندازی را رقم زدند و تولید را شکل دادند. نسخههای مختلفی برای تکنولوژی فولاد مبارکه نوشته شده و در آنها تنها از زاویه فولادساز بودن به تکنولوژی نگاه نشده؛ بلکه هدف ایجاد بستر بزرگتری در مسیر توسعه پایدار بوده است.
نرمافزار سیستم مجموعهای از سیستمها و رویهها و روشهاست. ما همه نرمافزارها را به کار گرفتیم و سختافزارها را به هم متصل کردیم. از خارج از کشور نسخههای حرفهای و فنی و تجربی را گرفتیم و مدیران و کارشناسان مدام در رفتوآمد بودند تا تجارب بیشتری کسب کنند. فرهیختگان شرکت تلاش کردند که نسخه صحیح را پیاده کنند تا کارخانه قابلیت توسعه نیز داشته باشد. اول قرار بود که در حد ۲٫۵ میلیون تن تولید داشته باشیم، اما این رقم به ۴٫۵ تن و سپس به ۵٫۴ تن و بعد از آن به ۷٫۲ ارتقا یافت. ضمن اینکه پلنتهای دیگری را در سایر نقاط کشور تملک کردیم که زنجیره فعالیتها را گسترده میکرد. این رشد و توسعه ناشی از این است که توانسته بودیم تکنولوژی را تحت مدیریت خود درآوریم و آن را درست کسب کرده بودیم.
با وجود اینکه چرخه تکنولوژی در مدیریت فولاد مبارکه تقریباً به شکل کامل طی شده، اما سیستم فولاد مبارکه در گذر زمان پیر نشده و مانند سلولهای بدن در حال نوسازی و تولد دوباره بوده است. در فضای کارخانه بهعنوان مثال کورهها در همهجا نوسازی و بازسازی شده، بدنه و ظرفیت و ترانس آنها تغییر یافته و رشد کرده، همهچیز بهروزرسانی شده و مدیریت تکنولوژی در آن اعمال شده است.
در این فرایند و در طول مسیر افراد زیادی آموزش دیدند. بسیاری از مواد، قطعات، تجهیزات و سیستمها بومیسازی شده است؛ یعنی ما یک قطعه را برای یک بار خریدیم و پس از آن با مهندسی معکوس در داخل کشور تولید و بومیسازی کردیم. برخی از اینها در داخل فنس فولاد، بعضی توسط شرکتهای پیمانکار و در موارد بسیاری نیز توسط شرکتهای دانشبنیان و با حمایت مستقیم فولاد مبارکه انجام گرفته است.
نقاط عطف تکنولوژیک فولاد مبارکه
یکی از نقاط عطف دیگر ما این بوده که در مرحله اول بنا داشتیم تکنولوژی را به مفهوم کامل و خوب کسب کنیم؛ در مرحله بعد تلاش ما این بوده که از تکنولوژی، خوب بهرهبرداری کنیم و به ظرفیت اسمی تولید برسیم. خوشبختانه توانستیم بهرهوری ظرفیت را به نحو مناسبی محقق سازیم و بهرهبرداری مؤثر داشته باشیم. گام بعدی در زمینه نیازهای تکنولوژی بوده که تلاش کردیم از طریق بومیسازی، نیازهای خود را رفع کنیم.
در توسعه تکنولوژی به دنبال این بودیم که خود را تکثیر کنیم. شاید تکنولوژی خلق نکرده باشیم، اما واقعاً نوآوری کردیم؛ مثلاً ظرفیت تولید ما ۵ میلیون تن بوده که با نوآوری، بهینهسازی و پروژههای تحولی این ظرفیت را به ۷ میلیون تن رساندیم و این یعنی دقیقاً توسعه تکنولوژی رخ داده است. همینطور با ایده و نوآوری در مصرف آب و کاهش مصرف انرژی در این مسیر حرکت کردیم.
سه محرک توجه به آینده
توسعه تکنولوژی و بومیسازی نقطه عطف ما در توسعه شرکت بوده و همواره نیمنگاهی به آینده شرکت داشتهایم. در زمانی ما تنها یک کارخانه تولیدی بودیم؛ رقیب نداشتیم. در آن شرایط، شرکت را خوب اداره کردیم و سود دادیم و توسعه یافتیم، اما در شرایط کنونی ما تنها تولیدکننده نیستم و نیازهای مشتری نیز همچون گذشته نیست. شرایط بازار و رقابتها هم مثل گذشته نیست و باید سخت تلاش کنیم تا در عرصه بمانیم. مسائلی هماکنون پیش روی ماست که به ما میگوید در آینده پیمودن مسیرمان در بعضی از موارد بهراحتی گذشته نیست.
سه محرک اصلی به ما هشدار میدهد که حتماً باید تکنولوژی را توسعه دهیم، هم در اجزای فرایند تولید فولاد و هم در کل آن: اولین محرک، رقابت است. ما از یک عرصه تقریباً غیررقابتی به سمت یک عرصه کاملاً رقابتی در حرکتیم و در همین لحظه در بعضی عرصهها، چه در بالادست و چه در پاییندست چرخه فولاد، مثلا در تولید محصولات پوششدار رقبایی وجود دارند یا در نورد گرم هرچند در حال حاضر رقیبی وجود ندارد، ولی چند شرکت در حال احداث خط نورد گرم هستند که بهزودی به رقبای ما در این عرصه تبدیل خواهند شد. وقتی رقابت زیاد شد، باید بتوانیم مزیتهایی ایجاد کنیم تا در این عرصه بمانیم. در شرایطی که عرصه رقابت شرایط پیچیدهای دارد، باید به دنبال ایجاد مزیتهای جدید همچون بهبود زمان تحویل، کیفیت، قیمت و… باشیم. اگر بخواهیم اقتصادیتر باشیم، باید تغییراتی در تکنولوژی ایجاد کنیم و به دنبال توسعه تکنولوژی باشیم؛ در غیر این صورت از عرصه رقابت عقب خواهیم ماند و ممکن است با شکست مواجه شویم.
محرک بعدی الزامات زیستمحیطی است که هر روز برای همه صنایع در حال سختتر شدن است و برای صنعت فولاد سختتر از بسیاری از صنایع دیگر؛ بنابراین باید به سمت صنعت سبز و فولاد سبز گام برداریم. نگرش ما به مواد و طبیعت نیازمند بازنگری مداوم است؛ بهعنوان مثال در چنین شرایطی باید به سمت اقتصاد چرخشی حرکت کنیم و با چندباره استفاده از منابع و بازیافت چرخهای، کمترین برداشت جدید را از منابع داشته باشیم.
سومین محرک توسعه در حوزههای فناوری اطلاعات و ارتباطات است؛ یعنی آنچه از آن به نام تحول دیجیتال یاد میشود. امروزه هوشمند شدن و تبدیل شدن کارخانهها به کارخانههای هوشمند به یک ضرورت تبدیل شده است. همهچیز در حال تغییر است، چه در تعامل انسانها با هم، چه تعامل انسانها با تجهیزات و چه در نحوه کار کردن؛ بنابراین ما نیز همگام با این تغییرات باید به دنبال تغییرات اساسی باشیم.
این سه محرک به ما پیام تغییر به سمت توسعه و بهتر شدن میدهند. فولاد مبارکه همواره در مسیر توسعه تکنولوژی خود هشیار بوده و سعی کرده همگام با تکنولوژیهای روز دنیا گام بردارد و از آخرین تکنولوژیهای آزمودهشده دنیا بهره ببرد.
راهبردهای توسعه تکنولوژی در فولاد مبارکه با نگاه به این محرکها تعریف شده است. شرکت باید بهعنوان پیشتاز صنعت کشور، هم به این مفاهیم توجه کند و هم بهعنوان یک ضرورت، مقدمات آن را فراهم سازد، زیرا در اهداف و استراتژیها به آنها پرداخته شده است.
اکوسیستم فناوری در فولاد مبارکه
در فولاد مبارکه یک اکوسیستم یا زیستبوم نوآوری و فناوری تعریف شده که همه مراکز علمی و دانشگاهی، گروهها و تیمهای فناور و استارتآپی و شرکتهای دانشبنیان و کارشناسان و حتی کارگران خود فولاد مبارکه عضو آن هستند.
توسعه تکنولوژی در فولاد مبارکه معمولاً بر اساس نیازهای شرکت در همین زیستبوم که از درون سیستم نشئتگرفته آغاز میشود. این نیازها به بازیگران اکوسیستم و زیستبوم فناوری فولاد ارجاع داده میشود و آنها توسعه تکنولوژیکی فولاد را پیش میبرند. گاه ممکن است برحسب نیاز، مراجعه به مشاوران و کارشناسان خارجی نیز لازم باشد، ولی به هر صورت این توسعه تکنولوژی شکل میگیرد.
نگاه ما به تکنولوژی یک نگاه ضروری برای توسعه است. ما در فولاد مبارکه در تلاشیم تا اکوسیستمی ایجاد کنیم که در آن همه مجموعه به دنبال نوآوری و فناوری باشند و همه بازیگران متخصص و اهل فن، پژوهشگران، دانشگاهیان، استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان در آن نقش خود را ایفا کنند. در این اکوسیستم، توسعه از درون سیستم شکل میگیرد و ما برای خلق دانش و تکنولوژی از ظرفیتهای داخل و خارج مجموعه استفاده خواهیم کرد.
از یک سال پیش، تلاشهای گستردهای برای توسعه تکنولوژی و مفهوم نوآوری در اکوسیستم آغاز شده است. در این راستا هم بر اساس مسائلی که پیش میآید و هم براساس پیشبینیهای اعضای این اکوسیستم از آینده و کلانروندها، ایدههایی مطرح میشود تا بتوان راهحلهایی خلق کرد و به نتایج مورد انتظار رسید. این اتفاق در حال شکلگیری است و در حال حاضر، وقتی مسئلهای مطرح میشود، دسترسی به پاسخ برای آن چندان سخت نیست.
فولاد مبارکه هوشمند
فولاد مبارکه در طی سالهای اخیر بحث تحول دیجیتال و کارخانه هوشمند را دنبال میکند. تحول دیجیتال مفهوم جدیدی است و پیادهسازی آن الزامات خاص خود را دارد. با توجه به درک اهمیت این موضوع، سعی شده شرکت به آن سمت حرکت داده شود. از سوی دیگر از منظر فولاد مبارکه طرح تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم برای شرکت الزام و اجبار است، نه اختیار؛ راه و مسیر است، نه یک پروژه. بنابراین با توجه به همان محرکها، برای اینکه فولاد مبارکه بتواند جایگاه خود را در صنعت حفظ کند و الگوی بنگاهداری ملی در سطح کشور باشد و مسیر جهانترازی خود در سطح بینالمللی را همچنان ادامه دهد چارهای جز این نیست که مسیر هوشمندسازی فرایندها را در اولویت قرار دهد، چراکه طبق برآوردها اگر تا چند سال آینده صنایع فولادی و غیرفولادی به سمت انقلاب صنعتی چهارم گام برندارند، به حتم در عرصه رقابت شکست میخورند و نمیتوانند به نیازهای ذینفعان خود پاسخ دهند.
فولاد مبارکه، شهروند مسئولیتپذیر
در مفهوم برند و برندسازی، فولاد مبارکه از همان بدو تأسیس، تنها به دنبال تولید ورق نبوده و در قامت یک محرک و لوکوموتیو برای توسعه کشور دیده شده است. این مفهوم هرچند شاید در گذشته چندان جدی گرفته نشده، اما امروز همه میدانند و باور دارند که فولاد مبارکه بزرگترین بنگاه صنعتی کشور است که چند هزار صنعت کلیدی در بالادست و پاییندست با شبکه میلیونی مشتریان از این شرکت رونق میگیرند.
فولاد مبارکه در اسناد استراتژایک شرکت، براساس همان مفاهیم دوره ساخت، فلسفه وجودی خود را یک شهروند مسئولیتپذیر میداند؛ به عبارت بهتر فولاد مبارکه شهروند-شرکتی مسئولیتپذیر به شمار میآیدکه فلسفه بودن آن خلق آینده بهتر برای کشور است. این فلسفه وجودی از طریق یک مأموریت ویژه برای فولاد مبارکه شکل میگیرد. در این مأموریت تمرکز بر حوزه کسبوکار است که از طریق تولید انواع محصولات فولادی انجام میگیرد. ما نیازهای جامعه به فولاد و ورقهای فولادی را در این حوزه تأمین میکنیم و علاوه بر این، قائل به انجام مسئولیتهای اجتماعی برای کمک زندگی بهتر هستیم.
چشمانداز و شاخصها و اهداف کمی و کیفی فولاد مبارکه در افقهای مثلاً پنج، ده و بیستساله تعریف شده است که طبق آن، این شرکت الگوی بنگاهداری مطلوب ملی خواهد بود؛ شرکتی جهانتراز که سهمش از تولید فولاد کشور مشخص است و برای همه این موارد بهطور دقیق شاخصهایی تعریف شده است. فولاد مبارکه کلیدواژههایی در فلسفه وجودی و اسناد بالادستی خود دارد که یکی از آنها مسئولیتپذیر بودن است و طبق آن، قرار نیست شرکت به هر قیمتی برای سهامدار سود ایجاد کند. یعنی ما منابع کشور را مصرف نمیکنیم که سهامدار سود ببرد، ولی جامعه آسیب ببیند. فولاد مبارکه ایجاد شده تا فردایی بهتر، آبادتر و توسعهیافتهتر را برای ایران شکل دهد؛ پس هر چیزی که برخلاف این جهت باشد با فلسفه وجودی شرکت در تناقض است.
مفهوم جهانترازی در فولاد مبارکه به این معنی است که ما حتماً باید صنعتی باشیم که وقتی شاخصهای کلیدی ما با شرکتهای فولادساز تراز اول دنیا مقایسه میشود، حرفی برای گفتن داشته باشیم. قرار نیست اگر در شرکتهای تراز اول دنیا با A لیتر آب مقدار مشخصی فولاد تولید میشود در شرکت فولاد مبارکه با مقدار بیشتری آب این تولید صورت گیرد. بالعکس، فولاد مبارکه باید در این موضوع، بنچ مارک جهانی باشد. در مفهوم جهانترازی هم فرایندها و هم محصولات فولاد مبارکه باید قابلرقابت، عرضه، دفاع و افتخار در سطح جهانی باشد.
توسعه پایدار
فولاد مبارکه یک پروژه برند سازمانی در سالهای اخیر تعریف کرده است که همین پروژه به استراتژیهای شرکت متصل شده است. ما باید همانطوری که بهعنوان یک کسبوکار موفق توسعه مییابیم، مأموریت و فلسفه وجودی خود را به جامعه منعکس کنیم تا تصویر ذهنی که از فولاد مبارکه شکل میگیرد به واقعیت این شرکت نزدیک باشد. در پروژه برند بر روی همان اهداف و استراتژیهای تعریفشده برای شرکت تمرکز شده و مسیر توسعه پایدار و مؤلفههای آن دیده شده است. همچنین مسیر مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار متناسب با اهداف، استراتژیها و منش سازمان تشخیص داده شده است. شرکت در مسیر توسعه پایدار خود در بعضی موارد حرکتهای بسیار خوبی انجام داده و در بعضی موارد هم باید تلاشهای بیشتری انجام دهد.









